خط داستانی
رُوما روسی-ارمنی است در بهرهگیری از تحصیل برای وکالت اما نمیخواهد وکالتنامه را دنبال کند. به والدینش میگوید به دانشگاه میرود، اما در پیتزافروشی کار میکند. به دوستی میگوید ناتاشا را دوست دارد، اما این حقیقت نیست. وقتی لِشا را میبیند همه چیز معنادار میشود: تحصیل، دوستی، روابط با خویشاوندان و دوستان. همهٔ زندگی با عشق اهمیت مییابد.