خط داستانی
الیزا به Sameer علاقه دارد اما Sameer به الیزا علاقه ندارد؛ او عصبانی میشود و با Nasir Khan ازدواج میکند. ایلا پایش میشکند و Thanda او را به بیمارستان Sameer میآورد؛ ایلا عاشق Sameer میشود و با او ازدواج میکند. پدربزرگ ایلا از شدت خشم تمام داراییاش را به یک مؤسسهٔ یتیمان وصیت میکند. ایلا و Sameer زندگی جدیدشان را آغاز میکنند و صاحب فرزندی میشوند. اما وقتی ایلا میفهمد که Sameer قبلاً رابطهای با الیزا داشته است، او به همراه پسرش امان از او جدا میشود. امان بزرگ میشود و به دختر الیزا به نام تیتی علاقهمند میشود؛ ایلا و الیزا به دلیل کینهتوزی نسبت به هم، اجازهٔ رابطه را به او نمیدهند و زوج عاشق به شدت رنج میبرند