خط داستانی
سه نسل از زنان — مادربزرگ، مادر و دختر — در خانهای بر روی جزیرهای دورافتاده زندگی میکنند. مادربزرگ تمام طول روز خاموش میماند، در حالی که مادر با نوشیدن مشروبات به دردهایش معنا میبخشد. برادر کوچکتر هرگز واقعاً بزرگ نمیشود. دختر سومان تصمیم میگیرد از خانه برود و در فرودگاه به عنوان ترسسدای پرندگان کار کند. پس از آتشسوزی در خانه، او با احساساتی درهمتنیده به جزیره بازمیگردد. ورود پرندهای اسرارآمیز که آتش میبلعد آرامش سالهای سال خانواده را بر هم زده و به تدریج اسرار پنهان و احساسات سرکوبشده آنها را افشا میکند.