خط داستانی
دوست فرانسوی هلندی پدر نیکولاس مقدس در حال بیپناه میشود. نامههای کودکان پُر میشوند و فهرست هدایا طولانیتر میشود. چگونه بتواند تمام این هدایا را در یک شب به همه کودکان بدهد؟ وقتی دیگو پیشنهاد میکند از سنتا کمک بگیرد، با پشرو دیو پِت و کودکان ماکس و آنا به قطب شمال سفر میکنند. همه چیز به نظر درست میآید تا اینکه فمکه و ایوت دو فراری با هم اوضاع را به هم میریزند. آیا سنت نیکولا و پِسها میتوانند جشن سنت نیکولاس را نجات دهند؟