هر سگی روزی دارد
Every Dog Has Its Day
پیرمرد لین کهنسال و بازنشسته کارگاه فولاد است و با مشکلات حرکتی روبه روست. زندگی مادی اش آرام است اما عاطفی سرد است. روال زندگی اش با دیدار با ما تنگ، یک نامزد بی کار راهی عجیب آغاز می شود و از روی سوء تفاهمی به دوستی رسوخ می کند که مرزهای نسل و طبقه را می شکند و به پیوندی تنیده میان دو نسل می انجامد. این پیوند فراتر از محدودیت های سنی و مرگ است و به انسانیت و شجاعت برای پذیرش بی ثباتی زندگی می انجامد