خط داستانی
دانشجویان تازهوارد دبیرستان در دانشگاهی در غرب اقیانوسیه به جشن زتا اومیگن دعوت میشوند و به دنیای غریب و جادویی بازیهای نقشآفرینی کشیده میشوند. این تجربه به عادت تبدیل میشود و زندگیشان را از کنترل درمیآورد؛ بانو دِبی با آموزشهای پَگانی و دعوت به پیوستن به جُمع شیطانپرستان، نمراتش افت میکند و در خطر ترک تحصیل میافتد؛ او از نیروهای جادویی برای فعالسازی جادویی ذهن روی استادش استفاده میکند. همچنین مِرسی با خواندن از نبحنِ، کثولو را فرامیخواند.