خط داستانی
در آستانه برگزاری بار میتسواه اش، کابوس های مداوم سِیمون درباره انداختن تورا به تهدیدی برای بزرگترین روز او تبدیل می شوند. سِیمون سه روز با بار میتسواه اش فاصله دارد و کابوس ها شدیدتر می شوند. شنبه پیش رو او در چشم یهودیت مردی می شود. پدرش که به تازگی طلاق گرفته، سفری دینی را دنبال می کند. او روزها را با تفیلین و تلّیس می گذراند. پدر سِیمون او را به سوی ایمان کور تشویق می کند و سِیمون در رویاهایش با بخش تورا و ترس از افتادن تورا دست و پنجه نرم می کند. با نزدیک تر شدن روز، کابوس های سِیمون روشن تر می شوند و در روز موعود او در برابر کنیسه ای بزرگ برای بخش تورا فراخوانده می شود تا باورهای خود را با جامعه به اشتراک بگذارد. پدرش با چشم های پر از امید نظاره گر است تا پسرش همان راه او را در پیش گیرد.