برخیز به سویآمدن!
Vay Başıma Gelenler!
مورات که چند سالی است پدرش را از دست داده است در بدهی عمیق فرو رفته است، در حالی که متین در آستانه ازدواج با دختری است که دوست دارد. در حالی که این دو جوان در تلاش برای پس انداز هستند، مورات همه چیزش را به صاحب کازینوی به نام اورگانیک ریفات از دست داده است. مورات که به طور ناگهانی با پدربزرگش که هرگز نمی شناخت روبه رو می شود، برای ثروتمند شدن به برگاما کشیده می شود، اما هنوز از این که زندگی اش به کلی تغییر خواهد کرد بی خبر است.