خط داستانی
زمستان سال ۱۹۸۸ دانش آموزی به نام جین وو با پدر کارتن خواب و مادری که اغلب سعی می کند از خانه فرار کند زندگی می کنند خواهر بزرگ ترش هر چه دلش بخواهد انجام می دهد و از مادرش برای زندگی اش ناراحت است جین وو احساس پدرش را دلداری می کند و به کار روزنامه فروشی می رود در کارگاه توزیع روزنامه با پسری به نام چانگ-گون آشنا می شود که به صرفه جویی در پول می پاید جین وو از چانگ-گون چیزهایی مانند دود کردن سیگار و نوشیدن مشروبات و نحوه برخورد با دختران را می آموزد و از طریق او به زندگی می آموزد