خط داستانی
در آستانه بیست سالگرد دوره دبیرستان، شش نفر به خانه ای روستایی و دورافتاده که یکی از دوستان سابقشان، حالا نویسنده ترسناک مشهور است، فراخوانده میشوند. آنجا که احساس گناه آنها را جدا کرده اما با رازی ترسناک به هم پیوند داده، هفت بزرگسال تلاش میکنند دوباره با یکدیگر ارتباط بگیرند و زندگیهایشان را ارزیابی کنند. در بیرون، ابرهای طوفانی گرد میآیند، باران، رعد و باد خانه را جدا میکند و سیمهای برق را میکَنَد. سپس یکی یکی به طرز بیرحمانهای کشته میشوند. کسی در باد و باران آنجاست، کسی که ده سال منتظر بود تا به این گروه ویرانگری بپردازد. هفت دوست در نبردی برای بقا و فریب یک قاتل دیوانه که به فرستادنشان به گور زودهنگام مصمم است، گیر افتادهاند.