خط داستانی
جردن بنی به زادگاهش برمیگردد پس از سالها دوری چون بودن در آنجا یادآور پدر آزارگرش است. در ایستگاه قطار با نامزد سابقش، رایان اسمیت، برخورد میکند و به رستوران قدیمیشان میروند. در طول ناهار، جردن متوجه میشود گذشته واقعاً تمام نشده است.