خط داستانی
یوسف برای شرکتی که جاکنا و فروش کشتی های غرق شده را انجام می دهد کار می کند. همسر زیبا و با وقاری به نام مریم معلمی متواضع است که تدریس خصوصی می کند و دو ماه باردار است. زوج از اینکه سفر کوتاه به پروژه کشتی غرق شده در سواحل بزکوجه آذادا به کابوسی تبدیل می شود بی اطلاعند. همزمان، آدِم سربازی ناامید که فهمیده همسرش با مرد دیگری فرار کرده است، در آستانه دیوانگی با دوست قدیمی غواصش، نیکو، تماس می گیرد. غروب آفتاب فرا می رسد و وقتی آن ساعت می رسد، سرنوشت دوشخص به هم می رسد. یکی از چهار نفری که زندگی شان در آن شب به هم می رسد محکوم به مرگ است. قلب سه نفر دیگر به جهنمی از حرارت فرو می رود.