خط داستانی
کابوسهایی هستند که از توفانهای درونیای سر بر میآورند که سعی میکنیم نادیدهشان بگیریم و مدتی طولانی استوارانه تحملشان میکنیم. اما گاهی از خواب بیدار میشویم و آنچه میبینیم، و آنچه بیش از همه میشنویم، بخشی از واقعیتی دیگر است، واقعیتی که در آن، درست وقتی فهمیدهبودی که تنها هستی، تنها نیستی. آیا میترسی وقتی که نمیدانی آنچه تجربه میکنی میتواند واقعی باشد یا نه؟ آیا از باور کردن چیزی که غیرممکن است میترسی؟ اکنون چیزی وحشتآور در حال رخ دادن است. گاهی دوست داری باور کنی که这一切 دروغ است، که تو قرار است از خواب بیدار شوی... اما نه. امسال، این چیزی است که اتفاق میافتد... چراغ را خاموش کن، با دقت گوش کن و فکر کن... آیا میگذاری جانت را ببلعد؟