خط داستانی
پایاگتز درباره نوجوانانی پیشدبستانی است که با همجنسگرایی کنار میآیند؛ داستان دوستی که در محلهای زیرزمیننشین ریشه میدواند. جسی دانشآموز بااستعداد است که پذیرش پدرش را میخواهد. به پدرش قول داده که کاری نکند که به آبرو و خانوادهاش لطمه بزند. وقتی از سالن خارج میشوید، میشنوید که دیالوگهای مکرر کون در ذهن شما نقش بسته است. سِم به رقص علاقه دارد و همین موضوع باعث فاصله گرفتن او از مادر بیتفاوتش میشود. پیکو توسط پدرش به خاطر همجنسگرایی و دلیل عمیقتری که فرزند به زودی کشف میکند، مورد آزار است. سپس لولا لولاها، دوستی به نام افرن، و اتفاقی غیرمنتظره برای لولا جک رخ میدهد. در چنین حالتی که همجنسگرایان وجود دارند، باید کسی باشند که بتوانند خیالپردازی کنند. ورود جردن هررا با همسایه دوستانهشان به نام افرن.