خط داستانی
در حین نقاشی از مدل خجالتی و کوچک، ورا، که روز به روز برای او مینشست، رگینالد اسپنسر از این واقعیت بیخبر بود که او به شدت عاشق او شده است. موفقیت به سراغ رگینالد میآید و او مأموریت دارد تا پرتره یک دختر زیبا از جامعه را نقاشی کند. بین هنرمند و این خانم نوعی محبت شکل میگیرد و ورا، دختر کوچک و بیچاره، خود را در سردی مییابد و بنابراین نقشه انتقام خود را میکشد.