خط داستانی
ملودرام میهنپرستانه. مارکیز برت د برابانت قبل از آغاز جنگ جهانی اول با یک اشرافزاده فرانسوی ازدواج میکند. شوهرش در یک حمله به آلمانیها به شدت زخمی میشود و دسته گل برت را به یک افسر آلمانی میدهد و قبل از مرگ نامش را فاش نمیکند. در عوض، سرباز آلمانی زخمی میشود و به یک بیمارستان نظامی منتقل میشود، جایی که برت از قربانیان جنگ مراقبت میکند. به طور غیرمنتظرهای او همه چیز را به او میگوید. آیا برت انتقام خواهد گرفت یا وظیفهاش به عنوان پرستار را انجام خواهد داد؟