سه چشم
Teesri Aankh
مالتی بی فرزند با مردی صادق به نام کایلاش نات ازدواج می کند روزی پسری تازه به دنیا می آید و از او می خواهد از او نگهداری کند. مالتی پسر را آشک می نامد و او را همچون فرزند خود بزرگ می کند. سپس او دو پسر دیگر به نام های آمار و آنده را به دنیا می آورد. وقتی کایلاش در مقابل مبارز خطرناک و شیطان پرست جبار سینگ شهادت می دهد، از او تهدید به مرگ می شود. جبار به دار آویخته می شود اما پیش از آن کشته می شود. پسر جبار، شورو، با کشتن کایلاش انتقام پدرش را می گیرد. شورو از زندان فرار می کند، با Inspector Om را دچاره گروگان می کند و او را شکنجه می دهد و همواره او را به شدت کتک می زند