خط داستانی
این فیلم سومین فیلم از نوعی است که بعدها به "فستانلا (کلت یونانی)" معروف شد، و پس از فیلم های "گولفو" اثر باخاتوریس (1914) و "استرو" اثر گازیادیس (1929) ساخته شده است. این فیلم بر اساس نمایشنامه موفقی (رمانتیک روستایی با قافیه) از دیمیتریوس کورو میلاس است که الهام خود را از شعری از یانیس زالوکاستاس به نام "به یک چوپان دختر عاشق شدم" می گیرد. داستان در یونان و در یک کشور روستایی در اواسط قرن نوزدهم اتفاق می افتد. یک مالک زمین به نام میتروس، کراستالو را با یک صلیب طلایی به عنوان هدیه نشان می دهد که احساسات لطیف خود را به او ابراز کند. اما او نمی داند که کراستالو قبلاً به لیاکوس، یک چوپان جوان بی بضاعت که میتروس جانش را مدیون اوست، عاشق است - زیرا در گذشته او را از غرق شدن در رود نجات داده بود. صلیب دور گردن چوپان دختر باعث درگیری بین این دو مرد می شود، در حالی که میتروس از مادر کراستالو، خانم استاتینا، که عشق دوران کودکی او بوده است، درخواست دست او را می کند.