خط داستانی
بسیار زیبا، بسیار جذاب، بسیار جوان؛ نام او مائود است و او یک دوست پسر دارد. او بسیار چاق است. مائود به شدت عاشق اوست. او توجهات سید، دوست برادرش برت را در نظر نمیگیرد. یک روز مائود در حال رویاپردازی در سالن نشسته است، کتابی از ماجراجوییهای جسورانه در دامنش باز است. سید وارد میشود و سعی میکند به او ابراز عشق کند.