خط داستانی
الکساندرا سارق فروشگاه است؛ او از روی نیاز و برای سرگرمی سرقت می کند. ژان سهام میخرد و میفروشد؛ او روی بورس کار میکند. از آنجا که همسرش او را ترک کرده، ژان بیهدف مانده است. آنها با هم راه میافتند و اکنون هر دو به سمت انگلیس میروند. در کانورتیبل ژان و به لطف پولش، از هتلی به هتل دیگر میروند و از یک ماجراجویی دیوانه به ماجرای دیگر میگذرند. از ژنو تا پنزنس، آلکس و ژان زندگی را تا آخرین سرعت به صورت کامل تجربه میکنند و با صدای بلند میخندند...