خط داستانی
خانواده برای تعطیلات به زبگنی سفر میکنند و روز بعد، ورا که هفده سال دارد، به دریاچه بالاتون میرود تا در یک کمپ داوطلبانه هلو بچیند. دوست پسرش، گیوری، به یک فیلمبرداری میرود. گیوری میخواهد از روز بدون والدین بهترین استفاده را ببرد، اما ورا او را رد میکند. اما وقتی متوجه میشود که دوست دختر قبلی گیوری در تیم فیلمبرداری است، بلافاصله حسادت میکند.