خط داستانی
این فیلم در بازه زمانی ۱۷۸۸–۱۸۴۳ اتفاق میافتد، دورهای پرتلاطم برای والاوِلِی وایلا ولاقیا، هنگامی که رژیم فانیاریت بر مردم قدرت میگرفت. در جهانی گویی تحت ستم، جوان ایانکو ژیانوی نمادی از مقاومت میشود و با مبارزه علیه زیادهخواهیها، به ایستادگی در برابر ظلم میپردازد. همراه با دوستش میرانو، ژیانوی اقداماتی جسورانه برای مقابله با استبداد فانیارتها و آوردن عدالتی به کشور طرحریزی میکند. سفر او او را با توردو والدیمیرسکو، رهبر جنبش شورشی سال ۱۸۲۱، در آستانهٔ برخورد قرار میدهد و این دو در مبارزهای تند و شدید برای آزادی و استقلال با هم متحد میشوند.