سوربانتیس از شهر کوچک
Cervantes from the Small Town
مالو میستو به حیات خود ادامه می دهد اما نه خیلی دور از زمانه. مدیر هتل روکو پرچ تلاش میکند گردشگری را سازماندهی کند، بنابراین نخستین ساحل برهنه را معرفی میکند. همسرش آندا دو پسرعمو از دیلماشیا میآورد و میخواهد روکو آنها را به کار بگیرد. یکی از آنها پسری به نام ایان که توجه توریستی سوئدی را جلب میکند. از شیلی تا ملو میستو بازگشت تانچی که برای سروانتس بود، بدون پول. او به پشت عمو زحمتکشش ککا افتاد که حتی بدون او هم مشکلات زیادی دارد. سروانتس همچنین تجربه عشقی غیرمنتظرهای میکند.