خط داستانی
هوفی پس از آزادی از زندان شروعی تازه دارد. او به همراه برادرش به مکانهای ساختمانی مختلف سفر میکند تا اوربان، آشنا و الگوی خود را که در یک اقامت کوتاه در بیمارستان ملاقات کرده بود، پیدا کند. در طول راه، هوفی با گیلا آشنا میشود که فراتر از گذشتهاش در زندان را میبیند. با وجود نارضایتی خانوادهاش، گیلا تصمیم میگیرد رابطه و آیندهای با هوفی بسازد، اما هوفی در ابتدا در این مسئولیت تردید دارد. تشویق گروه کارگرانش باعث میشود هوفی اشتباه خود را درک کند و به رابطهاش با گیلا فرصتی بدهد.