خط داستانی
در جایی در مجمعالجزایر خارج از سندهمن، آرایشگر آسر گوستافسون و دختر ۱۷ سالهاش آنا-بلا زندگی میکنند. به طور ناگهانی، همسرش پس از پنج سال غیبت بازمیگردد. او در حمام آنها یک فاحشهخانه راهاندازی میکند و آنا-بلا به عنوان جاذبه اصلی آنجا قرار میگیرد، فاحشهخانهای که مردان مختلفی از سرتاسر میآیند. آسر که تحت فشار است، شروع به برنامهریزی برای غیبت دائمی همسرش میکند.