خط داستانی
نمایش در اتاق مطالعه خانه هاكون ورله آغاز میشود، در حین یک مهمانی شام برای بازگشت پسر ورله، گرگرس، از معادن هویال. گرگرس به مدت پانزده سال به خانه نیامده است. اکدال پیر در برابر دو خدمتکار ظاهر میشود و از آنها میخواهد که او را به دفتر راه دهند. اکدال یک افسر ارتش و شریک ورله بود تا اینکه یک رسوایی جنگل او را به زندان فرستاد. او اکنون به عنوان یکی از کپیکاران ورله کار میکند.