خط داستانی
پس از مرگ کاپیتان تِمیستوکِل پاپارانیچ، دوست قدیمی کاپیتان هادوک، او یک کشتی به نام پشم طلایی به ارث میبرد. هنگامی که تین تین و کاپیتان به استانبول میرسند، جایی که کشتی لنگر انداخته است، با آقای کارابینه، یک تاجر که به طور سرسختانهای بر خرید آن اصرار دارد، ملاقات میکنند، حتی اگر کشتی در وضعیت خراب و ویران باشد.