خط داستانی
۱۵ مارس ۱۸۴۸؛ انقلاب در شهر پست آغاز میشود. اما در کافه پیلوکس، در میان جوانان انقلابی، یک خبرچین از دربار امپراتوری نیز حضور دارد. با شنیدن خبر حمله جلاسیک، ساکنان روستاها به ارتش ملی میپیوندند و حاجدو gyurka نیز از صاحبخانهاش فرار میکند. پتوفی در اردوگاه انقلابیون حضور دارد و با شعرهایش آنها را به شور و شوق میآورد.