خط داستانی
پیترو پونز زندگی شادی را در کوهها در مرز سوئیس و ایتالیا با مادرش لامبرتا میگذراند. هیچکس جز مادرش نمیداند که پیترو یک دختر است، فریبی که لامبرتا به دلیل یک سری تراژدیها تقریباً بیست سال پیش مجبور به آن شد. پس از مرگ شوهرش، جوزف پونز، لامبرتا همچنین پسر نازکدلش، پیترو را از دست داد. در حالی که در حال سوگواری برای این دو فقدان بود، او با بولزانو، یک قاچاقچی معروف، رابطهای آغاز کرد. پس از کشته شدن بولزانو توسط مأموران گمرک، لامبرتا فرزندش را به دنیا آورد، دختری کوچک که تصمیم گرفت او را به عنوان پسرش پیترو معرفی کند، به امید به دست آوردن ارثی از والدین ثروتمند شوهرش. اکنون که پیترو به سن بلوغ نزدیک میشود، معلم و مادربزرگش بر این باورند که او باید به یک مدرسه مذهبی فرستاده شود. پیترو از مدرسه فرار میکند و به یک باند قاچاقچیان میپیوندد...