خط داستانی
پس از سالها جستجو، جاناتان بالاخره طلا پیدا میکند. او به شهر برمیگردد و متوجه میشود که شریکش فوت کرده و تامی یتیم شده است. او تصمیم میگیرد شپ را با تامی بگذارد تا او را خوشحال کند. در همین حال، شریک جدید جاناتان علاقهای به تقسیم طلا ندارد و او را به سمت مرگ میکشاند.