خط داستانی
در یک آپارتمان در شانگهای، آقای هو، یک مقام ملیگرا، آماده میشود تا به تایوان برود به دلیل شکست قریبالوقوع حزب ملیگرای چین (KMT) در جنگ داخلی. خانم هو به سایر مستاجران اولتیماتوم میدهد که به نمایندگی از شوهرش، که "مالک" آپارتمان است و اکنون قصد فروش آن را دارد، از آنجا خارج شوند. از گفتگوها با سایرین متوجه میشویم که هو در طول جنگ چین و ژاپن یک هنجیان بوده و از آن زمان آپارتمان را به زور از مالک قدیمی، آقای کنگ، تصاحب کرده است. مستاجران، از جمله آقای کنگ، خانم شیاو، پخشکننده کوچک (با نام مستعار آقای شیاو، بازی شده توسط ژائو دان) و یک معلم، آقای هوا و همسرش، در ابتدا برنامهریزی میکنند که با هم متحد شوند، اما شرایط آنها را مجبور میکند تا راههای دیگری پیدا کنند. آقای هوا سعی میکند جایی برای اقامت در مدرسهای که در آن تدریس میکند پیدا کند. پخشکننده کوچک و خانم شیاو در طلاهای بازار سیاه سرمایهگذاری میکنند. با تشدید وضعیت، آقای هوا توسط عوامل KMT دستگیر میشود و دختر جوانش به شدت بیمار میشود.