خط داستانی
نورا و پیتر دائماً با هم دعوا میکنند و آرزوی طلاق دارند. اما دایی نورا، ابرهارد، معتقد است که این دو باید با هم باشند و طرحی برای بازگرداندن آنها به هم میریزد: به عنوان وکیلی که در حال پردازش طلاق است، به آنها توضیح میدهد که مدارک طلاق تکمیل شده، اما تنها زمانی مؤثر خواهد بود که آنها تلاش کنند تا آشتی کنند. برای اولین جلسه آشتی، ابرهارد از دوستش کریستا کمک میگیرد و با هم، نورا را به گونهای تغییر میدهند که پیتر از حسادت بسوزد که نکند مرد دیگری به او نگاه کند. در دومین جلسه که یک سال بعد برگزار میشود، نورا نقش دختری را بازی میکند که همه او را ترک کردهاند. در این مدت، او فرزند پیتر را به دنیا آورده است - که ظاهراً به عنوان آشتی محسوب نمیشود - و پیتر به یک آهنگساز موفق تبدیل شده است. وقتی نورا پس از این جلسه دوباره ناپدید میشود، پیتر تمام تلاشش را میکند تا او را به دست آورد.