خط داستانی
میشل لوواسور یک خوشگذران شاد است که به فردای خود اهمیت نمیدهد. تا جایی که یک روز یک مأمور اجرایی به آپارتمان او در پاریس میآید و اثاثیهاش را به نمایندگی از ریموند ساوجت، صاحبخانهاش، که یک صنعتگر غذایی ثروتمند است، ضبط میکند. اما برخلاف اینکه از عمل خصمانه ساوجت ناراحت شود، میشل ... تبدیل به دوست او میشود. حالا ریموند، با اینکه موفق است، نمیداند چگونه با زنان رفتار کند. به همین دلیل از میشل، که یک کازانواست، میخواهد که به او درسهای فریبندگی بدهد.