خط داستانی
سال 1826. گرثی بیرگر 17 ساله است و اکنون در دنیا تنهاست. مادرش مرده و هرگز پدرش را نشناخته است. گرثی اکنون به دنبال تنها خواهر مادرش، عمه بیرگر میگردد که در یک شهر دورافتاده کارگاه لباسشویی دارد. عمه از نظر مذهبی بسیار سختگیر است و با مهربانی سرد از دختر خواهرش استقبال میکند. وقتی که کلکسیونر جوان شهرستان، پیر، متوجه میشود که گرثی وارث ثروت زیادی از پدرش است، برنامهریزی میکند تا بدون گفتن چیزی درباره ارث، با او ازدواج کند.