خط داستانی
کارول احساس میکند که به هر دلیلی، شوهرش جان نسبت به او بیتفاوت شده و در تلاش است تا بفهمد چرا، و مشکوک به وجود یک زن دیگر است. او ابتدا به پزشک خانواده، دکتر سوپ، مراجعه میکند و سپس یک کارآگاه خصوصی استخدام میکند. تحقیقات خود او مؤثرتر است و او یک طرح میریزد؛ با توجه به اینکه مدتهاست اریک او را تعقیب کرده، ظاهراً با او موافقت میکند و به آپارتمانی میرود و طبق طرحش، وارد آپارتمان اشتباهی میشود. در آنجا، بهترین دوست کارول، شارلوت، و جان را در کمد پیدا میکنند. جان، که بیشتر از عقل خود شجاعت نشان میدهد، به خشم میآید و کارول را به خاطر خیانت ظاهریاش سرزنش میکند. نبرد در خانه ادامه مییابد، جایی که دخترشان، جانت، به آنها اطلاع میدهد که به خاطر آنها، او و پل از ایده ازدواج دست کشیدهاند، اما با این حال، با هم به سفر میروند. کارول و جان آنها را به یک هتل دنبال میکنند و آنها را در تختهای دو نفره پیدا میکنند، در این هنگام جان، با یک تبر آتشنشانی، یک قاضی صلح را احضار کرده و خواستار یک ازدواج فوری به سبک تبر آتشنشانی میشود.