خط داستانی
تانگو! فرمولی را دنبال میکند که توسط کارلوس گاردل با فیلمهایی مانند لوسس دِ بوئنوس آیرس (نورهای بوئنوس آیرس، ۱۹۳۱) established شده است، که در آن یک داستان ملودراماتیک با آهنگهای تانگو درهم آمیخته شده است. با این حال، این فیلم دیالوگ کمتری دارد و موسیقی بیشتری، که آن را بیشتر شبیه یک نمایش موزیکال میکند. این فرمت توسط بسیاری از فیلمهای بعدی کپی شد. داستان از آهنگهای تانگو گرفته شده است. بسیاری از این آهنگها درباره فریب یک دختر بیگناه از محلههای فقیرنشین توسط یک مرد ثروتمند است که به او زندگی مجلل را وعده میدهد، اما وقتی زیباییاش از بین میرود او را ترک میکند. داستان استیلیزه و احساسی تانگو! حول یک جوان میچرخد که توسط دوستدخترش به خاطر یک مرد ثروتمندتر ترک میشود و دلشکسته است. این فیلم به دنبال بدبختیهای اوست.