خط داستانی
تلاشهای دامدار فاسد استیون لابان برای مجبور کردن بانک محلیاش به اعطای وام بدون وثیقه توسط فرد هانتر و جیک رابینز ناکام میماند و لابان بر انتقام از این دو نفر قسم میخورد؛ اما او به طور موقت با ورود دختر جامعه، میلیسنت دلاسی از شرق متوقف میشود. با دانستن ضعف او برای اعتبار اجتماعی، هانتر ترتیب میدهد تا به عنوان دوک بلک بات، یک اشرافزاده بازدیدکننده در یک سفر شکار، خود را معرفی کند؛ میلیسنت و مادر اجتماعیاش کاملاً به جذابیت دوک تسلیم میشوند.