خط داستانی
مرا نلی بزرگ، دلقک سیرک، به محض دیدن دوروتی لنگدون به شدت عاشق او میشود، در حالی که دوروتی نظر خوبی درباره او ندارد و این را به او میگوید. او آنقدر مجذوب او میشود که کارش تحت تأثیر قرار میگیرد و به زودی به یک ولگرد تبدیل میشود که در جادههای باز سرگردان است. وقتی دوباره دوروتی را ملاقات میکند، او برایش شغلی به عنوان فروشنده در شرکت برق و روشنایی پدرش پیدا میکند و نشان میدهد که یک فروشنده واقعی و پرانرژی است. سپس او مسئول روشنایی یک پارک تفریحی میشود که تحت نظارت دوروتی در حال ساخت است و مشکلاتی از جهات مختلف به وجود میآید، به ویژه از سوی نامزد بدذات دوروتی که میخواهد سهام پروژه را بیارزش کند تا بتواند آن را به قیمت ارزان بخرد.