خط داستانی
دورا پرکینز، دختری از روستا است که به نیویورک فرار میکند. او به عنوان پرستار کار پیدا میکند و با دکتر هاوارد فلیمنگ، یک جراح مغز مشهور، ازدواج میکند. به طور فرضی او در آتش میمیرد و مدتی بعد فلیمنگ به تعطیلاتی در روستا میرود، جایی که به طرز عجیبی با دالی، خواهر دورا، ملاقات میکند. بدون اینکه از رابطهاش با دورا آگاه باشد، با او ازدواج میکند. به زودی دالی باردار میشود و مدت زیادی بعد، دورا ظاهر میشود - او از آتش جان سالم به در برده اما به طور ناامیدکنندهای دیوانه شده است.