غرب غرب است
West Is West
دیک رینبولدت (کری) برای کار در یک معدن طلا ثبت نام میکند بدون اینکه متوجه شود که به عنوان یک شکستهکار استخدام شده است. او این کار را عمدتاً به خاطر یک دختر زیبا که در شهر زندگی میکند، قبول میکند. سرپرست و مدیر معدن رینبولدت را متقاعد میکنند که معدن را منفجر کند و طوری وانمود کند که کار اعتصابکنندگان است. اما رینبولدت نقشهکشها را به دام میاندازد و طرح آنها را فاش میکند. مالک معدن او را با یک مأموریت بزرگ پاداش میدهد و دختر قول میدهد که با او ازدواج کند.