خط داستانی
رکس رادکلیف، معاون رئیس راهآهن شمال آتلانتیک، با رئیس شرکت ویلیام هاردینگ در تضاد است زیرا او میخواهد معاملهای را انجام دهد که به سهامداران راهآهن بین ایالتی آسیب میزند. با استفاده از کنترل ذهن، او باعث میشود ویر، منشی اخراجی هاردینگ، رئیس سابقش را به قتل برساند. ویر به خاطر قتل دستگیر میشود. رادکلیف سپس دختر هاردینگ، هلن، را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد. جان بونهام، رئیس راهآهن بین ایالتی، به این پرونده علاقهمند میشود و با کمک خانم ویر، رادکلیف را افشا میکند، که سپس خودکشی میکند.