خط داستانی
لوئیس ویکرز به طور تصادفی مردی را میکشد و به آمریکای مرکزی میرود. در آنجا با رابرت لی آشنا میشود که شباهت عجیبی به او دارد. لی جوانی بیفایده است که پدرش نگران بازگشت او به ایالات متحده است. در بستر مرگ، لی مدارک خود را به ویکرز میدهد و از او میخواهد که نامش را به عهده بگیرد. وقتی ویکرز به نیویورک میرسد و به خانه لی به عنوان رابرت لی میرود، متوجه میشود که مرد مرده گذشتهای پر از مشکلات شامل یک همسر و دو فرزند و یک مجموعه بزرگ از بدهیها به او به ارث رسیده است. او همچنین دختری زیبا و فرزندخوانده در خانواده لی پیدا میکند و به سرعت عاشق او میشود. تنها راهی که او میتواند شانس برنده شدن دختر را داشته باشد، گفتن حقیقت درباره خود است.