خط داستانی
ستاره فوتبال جک کریستی همراه هماتاقی دانشگاهش ویکتور بوردن به فرانسه میرود، جایی که ویکتور به دختر یک گنگستر به نام لیزت وابسته میشود. او در تلاش برای نجات او از یک ازدواج اجباری زخمی میشود و در حالی که در بیمارستان بستری است، به جک میگوید که در واقع شاهزاده والاریا، یک کشور کوچک در بالکان است. شاهزاده فردیناند، که میخواهد تاج و تخت را تصاحب کند، پادشاه ترستا را متقاعد کرده تا به والاریا اعلام جنگ کند. جک به طور موقت موافقت میکند که جای ویکتور را در رهبری ارتش بگیرد. با تظاهر به عنوان شاهزاده، جک تلاشهای فردیناند برای ترور او را خنثی کرده و سپس با موافقت به ازدواج با دختر پادشاه ترستا، دیانا، از جنگ جلوگیری میکند. ویکتور به جک اطلاع میدهد که قصد دارد به طور دائم با لیزت در آمریکا مستقر شود و قهرمان فوتبال را تنها میگذارد تا با عروسش بر والاریا حکومت کند.