خط داستانی
اجتماعی اثل ویندام پیشنهاد ازدواج جیم کوری را به خاطر وضعیت طبقه کارگری او رد میکند و او را وادار به جستجوی طلا در یوکان میکند. او ثروتمند میشود و با لیل اسنوبرڈ رابطهای عاشقانه آغاز میکند. تصمیم میگیرد قبل از اینکه به زندگی در شهر بزرگ پایان دهد، یک بار دیگر به نیویورک برود و با اثل برخورد میکند. پس از گفتن موفقیتش، دوباره از او خواستگاری میکند و در حالی که اثل وسوسه میشود که او را بپذیرد، او را به طور ناخواسته در یک عملیات اخاذی درگیر کرده و توماس مارتین تهدید میکند که اگر با جیم ازدواج کند، او را افشا خواهد کرد. جیم بار دیگر دلشکسته به لیل اسنوبرڈ برمیگردد و با درد و دختری که هیچ اطلاعی از او نداشت، روبرو میشود.