خط داستانی
مهندس ماجراجو رابرت کلِی بهواسطه ثروتمند آمریکایی تد لنگهام مأموریتی به کشوری در آمریکای جنوبی میبرد تا یک معدن آهن را افتتاح کند. در همانجا، ژنرال بیاخلاق مونزدو سعی میکند او را متقاعد کند تا داراییهای معدن را بین خودشان و رئیسجمهور آلвариز تقسیم کنند. مونزدو هنگامی که کلِی با نقشه او همراهی نمیکند، انقلاب علیه آلвариز را آغاز میکند، اما در نبرد طولانی سرانجام شکست میخورد. آنگاه کلِی میتواند رابطهاش را با هُپ، دختر لنگهام که از سوی پدرش به آمریکای جنوبی آمده است، دنبال کند.