Storyline
سبدو و اینتان با وجود فقر مادی خود، خوشبخت زندگی میکردند، اما وقتی خانه والدینشان به طور کامل سوخت، فاجعهای رخ داد. در سردرگمی خود درباره اینکه کجا زندگی کنند، مردی به نام آرجو کُنکورو به آنها نزدیک شد و ادعا کرد که عموی آنهاست - تاجری ثروتمند که همه چیز دارد. آنها به خانه خانواده کُنکورو منتقل شدند، اما مشخص شد که آرجو نقشه شومی برای بهرهبرداری از آنها دارد.