Storyline
پس از مرگ پدرش، کلارا به همراه شوهر، عروسش مایا و مادرش، در عمارتی که در آن بزرگ شده بود ساکن میشود. والدینش وقتی او ۷ ساله بود، به دنبال یک فاجعه خانوادگی، آن مکان را ترک کرده بودند. کلارا اکنون آرزو دارد زندگی جدیدی را در آنجا آغاز کند و به مادرش نزدیکتر شود.