Storyline
دااتا گورو ثروتمند و قدرتمند رئیس دهکده است. او مالک و کنترلکنندهٔ تمامی روستاندیشان و داراییهایشان است. هرکس صدای اعتراض بلند کند با کارمندش شانکار و پسرانش گومان و کاران روبهرو میشود. وقتی دااتا گورو میفهمد شانکار همسر بیوهٔ دخترش را ربوده و با او ازدواج کرده است او عصبانی میشود و شانکار را میخواهد. دااتا گورو کاران را نیز علیه شانکار تحریک میکند و به روستانشینان هشدار میدهد اگر شانکار را به او تسلیم نکنند، آبشان قطع میشود. شانکار برای حفاظت از همسر تازه و جانش چه خواهد کرد؟