Storyline
در این داستان بولیویایی مردی در حین سفری به یاد می آورد زندگی اش را تا از گناهانش طلب معافیت کند و جان خود را از دست بدهد تمرکز روایت بر مردی است که به همه کسانی که می شناسد خیانت کرده است او برنامه ریزی می کند تا رقصی باستانی انجام دهد که به پایان زندگی اش می انجامد او از مکانی که در آن زندگی می کرد به دهی برمی گردد که اکثر کسانی که به آنها خیانت کرده هنوز در آنجا زندگی می کنند در سفر با لباسی خاص برای رقص، روایت او با فلاش بک ها روایت می شود وقتی به آنجا می رسد باز درگیر امور قبیله می شود