Storyline
تاجر چینی وینگ لونگ و الیزابت مندال، یک آمریکایی، ازدواج کرده و پسری به نام جانگ لونگ دارند. از آنجا که الیزابت میخواهد جانگ لونگ به عنوان یک مسیحی بزرگ شود، وینگ لونگ او را در زیرزمین قفل میکند و او دیوانه میشود. جانگ در یک دانشگاه شرقی با مارسل متیوز آشنا میشود و او با او به سان فرانسیسکو برمیگردد تا ازدواج کند.